صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

444

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

فتنه فتنه همان آزمايش و امتحان است . گفته‌اند : فتن الذهب ؛ يعنى طلا را داخل آتش كرد تا خوب بودن آن را دريابد ، و يا آن را آتش زد تا ناب بودن آن را بفهمد . صائغ ( طلاساز ) را فتّان هم گفته‌اند ، چنان كه شيطان را هم فتّان مىگويند . در حديث آمده است : « مؤمن برادر مؤمن است كه آب و درخت آن دو را فراخى مىبخشد و عليه شيطان يكديگر را يارى مىكنند . » فتّانه هم يعنى سنگ محك طلا و نقره . از تعريفهاى خوب و قابل توجّه تعريف شريف جرجانى است : « فتنه آن است كه به‌وسيلهء آن حال انسان از خير و شر مشخّص مىشود . » منظور امتحان و آزمايش اوست تا صبر او در بلا ، و ايمانش به قضا ، و عشق او به خداوند ، و ميزان وابستگىاش به دنيا ، و فهم او از حكمت راحتى و سختى و سعادت و شقاوت مشخص گردد . در مفردات راغب آمده است : « فتنه يا از جانب خداوند است و يا بنده ، مثل مصيبت و مردن و عذاب و ديگر افعال ناگوار . هرگاه از جانب خداوند باشد ، بنابر حكمت است و اگر از انسان باشد ، خلاف آن است . لذا خداوند انسان را به انواع فتنه در هر جايى مذمّت كرده است ؛ براى مثال : وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ « 1 » ؛ إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ « 2 » .

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 191 : فتنه [ شرك ] از قتل بدتر است . ( 2 ) - بروج ( 85 ) آيهء 10 : كسانى كه مردان مؤمن را آزار كرده .